محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

316

مناقب مرتضوى ( فارسي )

بقرهء بنى اسرائيل بزرگتر نيست نزد اللّه تعالى از وصى خاتم انبيا ؛ چنان كه جمعى از بنى اسرائيل عضوى از آن بقره بر كشته زدند كه هفت روز از كشتن او گذشته بود ، حقّ سبحانه او را زنده ساخت . من نيز از اعضاى خود بر اين مرده زنم كه فاضل‌تر است از آنچه بنى اسرائيل بر آن كشته زدند . پس پاى راست خود بر كشته زده فرمود : قم باذن اللّه ؛ يا مدركة بن حنظلة بن عملسان . به قدرت الهى آن جوان زنده شده گفت : لبيك ، لبيك يا حجة اللّه فى الانام و المنصر بالفضل فى الايام بعد رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . امير المؤمنين فرمود : تو را كدام كس كشته بود ؟ گفت : عم من حريث بن حسان . چون اين واقعهء غريب خلايق را مشاهده شد به آواز بلند زبان به مدح و منقبت امير المؤمنين گشودند . پس فرمود : اى اعرابى ، با جوان برويد و قوم خود را خبر كنيد از آنچه به چشم خود ديديد ؟ گفتند : يا امير المؤمنين ، عهد به حق بستيم تا زنده باشيم از ملازمت تو جدا نگرديم . هر دو نفر در خدمت آن سرور كسب فيوض مىنمودند تا در حرب صفين به درجهء شهادت رسيدند . » مؤلف گويد : آن هر دو تن در خدمت امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - سرافراز و ممتاز بودند به مضمون اين غزل بىبدل كه از واردات فيض آيات قدوة المحققين شاه طيّب - قدّس سرّه - كه از جانب والده به چهار واسطه به جدّ فقير به زبان نياز و به لسان اعجاز ، اظهار اخلاص و اعتقاد مىنمودند . نظم : يا على حبّ توست در دل ما * غير از اين هيچ نيست حاصل ما حق تعالى چون خلق ما مىكرد * تخم مهر تو كاشت در دل ما جاودان خاك آستانهء توست * مسكن و مستقرّ و منزل ما دست از دامنت رها نكنم * حل نگردد ز غير مشكل ما هرچه خواهد بگوى كو ز حسد * دشمن جاهل مجادل ما گرچه ما ناقصيم يا حيدر * لطف تو كامل و مكمّل ما هست طيّب ز نسل آل على * كى بوَد هر خبيث قابل ما ؟ » منقبت : در احسن الكبار از انس بن مالك مروى است كه : « در نواحى دمشق دهى بود نهذف [ ؟ ] نام . از آنجا بساطى براى رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - آوردند . آن سرور مرا به طلب عمر و عثمان و ابو بكر و طلحه و زبير و سعد و سعيد و عبد الرّحمن فرستاد . چون صحابهء مذكوره حاضر آمدند ، آن بساط را گسترانيد و به مرتضى على فرمود : بنشين و مرا و ديگران را نيز امر